| چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷ الأربعاء ۱۲ ربیع الثانی ۱۴۴۰ Wednesday 19 December 2018
از گوشه کنار نشریات دانشجویی؛

شیخ و مریدان

نشریه افق دانشگاه آزاد تهران جنوب در نقد و ضعیت فرهنگی دانشگاه مقاله طنزی در آخرین شماره از نشریه خود منتشر کرد متن این نشریه به قلم محمد جواد بورقانی فراهانی - به شرح ذیل است.

آخرین اخبار مرتبط با نشریات دانشجویی کشور را از «کانال پاتوق نشریات دانشجویی » دنبال کنید

نشریه افق دانشگاه آزاد تهران جنوب در نقد و ضعیت فرهنگی دانشگاه مقاله طنزی در آخرین شماره از نشریه خود منتشر کرد متن این نشریه به قلم  محمد جواد بورقانی فراهانی - به شرح ذیل است.

نقل است یکی از همین روزها مریدان نزد شیخ رفتند.

اما قبل از اینکه مریدان بگویند « ای شیخ مارا پندی ده » و قبل از اینکه شیخ آنها را پندی بدهد که آن به و سپس آنها جامه از هم بدرند و نعره ها سر بدهند ، این بار خود شیخ همون اول کاری ، در حالی که هنوز عرق مریدان خشک نشده بود ؛ گفت : ای مریدان مستعد جامه دریدن ! آیا از اوضاع حساس کنونی کشور با خبرید؟ جملگی مریدان گفتند : بله. یا شیخ!

شیخ اندکی تأمل کرد و دوباره پرسید : از اوضاع حساس مکتب خونه چطور؟

مریدان باز گونه سمت راست صورت بالا دادند و به تمسخری پنهان تکرار کردند : بله شیخنا!

شیخ که منتظر بود آنها بگویند خیر و بعد آنها را پندی دهد که از آن به و سپس شاهد جامه درانیهای آنان باشد ، از این پاسخ جا خورد و سه بار پشت سر هم و دو بار هم در فواصل زمانی معین تعجب کرد ! و سپس گفت : عه ! آخر چگونه ؟!

هر مریدان گفتند: اینگونه !

و دستها در خورجین الاغهایشان کردند و موبایلهای هوشمند را بیرون کشیدند و همگی تلگرام و کانالهای خبری را نشان شیخ دادند .

شیخ که کم مانده بود عنان از کف بدهد و جامه و زیر جامه! را هر دو باهم بدرد ، پنجه در محاسن برد. تا اینکار را بکرد مریدان گمان بردند شیخ این بار قصد دارد محاسن بدرد!!!

 اما شیخ گفت: یک جا بنشینید یه لحظه میخواهم فکرکنم. سپس گفت: شما پنج نفرید و من هم پنج دختر دارم اگر راست گفته باشید و از همه اخبار مطلع باشید ، دخترانم را به عقد شما در درخواهم آورد . اما اگر دروغ گفته باشید ، پس وای به حالتان ، در اینصورت شما را پندی خواهم داد آنچنان به ، که دچار بیماری نوظهوری به نام " تکرر خود جامه دری " شوید!!

مریدان از سخنان شیخ کف کردند و گفتند : یا شیخانا! همین چیزی که الان شما گفتید خودش قابلیت این را داشت که ما جامه ها بدریم !

بدریم؟

شیخ گفت : خاموش ! حال برای اینکه بفهیم چه کسی راست گفته و چه کسی دروغ ، در مکتب خونه چه مشکلاتی وجود دارد؟

مریدان را از چهره رنگ برفت ...

مرید اول گفت : خرابی سرویس ها و آلودگی مرکب ها ؟

شیخ گفت : خیر جانم!

مرید دوم گفت : کیفیت پایین خوراک ، نبود ملای بهداشت ؟

شیخ گفت : نچ !

مرید سوم گفت : دوری راه حجره تا مکتب ، چاله چوله های زمین مصنوعیه بالا پایین پریدن ؟

شیخ : اشتباه گفتی!

مرید چهارم : بدریم؟

شیخ صبر کن ببینم مرید پنجم چی میگه!!

مرید پنجم : سلیقه ای رفتار کردن ملاهای رنگوبرنگ و نداشتن نظارت بر عموم مریدان؟

شیخ را رخساره زرد شد و بیهوش به سمتی افتاد . پس همینکه بر صورتش آب پاشیدند بلند شد و گفت : مرحبا! دقیقا درست است.

ملا وظیفه اش نظارت کردن (به طور عادلانه) بر رفتار و کردار دانشجویان اعم از دختر و پسر می باشد. اما چطور در مکتب از پوشیدن جامه تنگ مریدان آقا تا سرخاب سفیداب مریدان خانم را می بینیم ؟ آیا این مهم از سلیقه ای رفتار کردن ملا نیست ؟ یا اینکه ملا حواسش به چیزهای دیگر گرم است ؟ البته از مکتب خونه ای که برخی از ملا های فرهنگی آن ادب را قورت داده اند با یک لیوان دوغ انتظاری بیش از این نمی توان داشت !!

پس شیخ جملگی مریدان را به صدقه سری مرید پنجم، به دامادی پذیرفت و مریدان با دختران شیخ مزاوجت کرده ، سالهای سال خوشبخت شدند.

 

کلید واژه ها:
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  •  
  •